شعر متن آهنگ تجربه کن با صدای شادمهر عقیلی  

شعر متن آهنگ تجربه کن با صدای شادمهر عقیلی
دستتو ول ميکنم اگه میتونی برو یه قدم تجربه کن بی من این آینده روبعد من هر کی بیاد من ازش عاشقترمبعد من هر کی بیاد من ازت نمیگذرم
تو نمیتونی بری وقتی عاشقی هنوزهر چی از تو بشنوه به خودم گفتی یه روززندگی کردم تو رو تا نگاه آخرتمن همین نزدیکیام یه قدم پشت سرت
بعد من هر کی بیاد باید از من بگذرهتا کجا باید بری تا منو یادت برهرفتنت عذابته خاطرات با کیههر چی تجربه کنی بعد من تکراریه
 
Download MP3 / دانلود اهنگ کیف

ادامه مطلب  

 

Im very tired..
..Please stop!
خسته ام ...خیلی
..یک چای تازه دم در استکان ...ولی تک نفره !
یک جای نرم پتویی گرم ... هجوم افکار!
یک اتاق یک چهار دیواری یک جای امن ..بدون هم صحبتی !
یک خیابان باچراغ های نیمه روشن خسته ...تاریکی محض!
یک پالتو یک ژاکت یک دستکش ...هوایی سرد!
خسته ام ...
هیچ کدام خستگی را از تنم به در نمیکنند ! 
لالایی بخوان !بگذار بخوابم....

ادامه مطلب  

خدا  

گم شدم میونِ حالِ مزخرفم
پیدا نميکنم خودمو...
گم شده ام نیست!
دلم میخواد این حال و خودمو بردارم ببرم یه جایی و فقط داد بزنم و گریه کنم
انقدری که گلوم زخم شه و چشام کاسه ی خون 
بشینم کَفِ زمین و های های برای خودم گریه کنم
خدایا؟چرا سبک نميشم؟خیال نداری یکم فقط یکم از این حال و هوا بیرونم بیاری؟
آدم اگه عاشق باشه میفهمه یه دردی داره ، اگه خسته باشه بازم اون مشخص،اگه درد داشته باشه اونم دَوا داره ،چمیدونم...ولی این چیه که گریبونِ من میشه؟دردِ بی در

ادامه مطلب  

اخرين جمعه پاييز  

عصر اخرین جمعه پاییز !!
تنهام ، خسته  از یك روز پركار،انرژی بر و البته بازهم تنها 
خیلی دلم میخواد به چیزای خوب فكركنم اما،دیدن بعضی فیلم ها ادم و یادبعضی ادم ها میندازه .....
ولو بودم روی كاناپه و داشتم فیلم میدیدم،یكی از دو شخصیت رقیب داخل فیلم برای جاسوسی عشقش و میفرسته پیش اون یكی و بد ماجرا رقیب عشق و طرف و كف میره و گندمیزنه به همه چی 
منم كه زخم خورده رقیب ،نتونستم جلوی خودم و بگیرم و انگار كه دوست داشته باشم این خودازاری و تمام اون اتفاقا

ادامه مطلب  

چرا اینقدر تنهایی؟  

_ کی تنها نیست؟ مگه تو تنها نیستی؟!همه ی آدمها تنهان. بعضیا نمی فهمند که تنهان. بعضیا می فهمند و با چیزهای مختلفمثل پول و قدرت و مقام و شهرت و سکس و خشونت و حتا فرزند! سعی می کنند فرموشش کنند!ولی ما تنها به دنیا میایم، تنها زندگی می کنیم و تنها می میریم. و فقط یه چیزما رو از تنهایی در میاره....حاج اسماعیل دولابی، تعبیر «قشنگ»ی داشت._ بابات می بردت بازار، می بردت شهربازی، می بردت گردش! شما چیزای قشنگ قشنگ می بینی!یکهو دست باباتو ول میکنی می ری دنبال

ادامه مطلب  

 

کلافه ام. کلافه از دست... نمیدونم خودم. محمود یا باران.
هرچي تلاش ميکنم اون چیزی که میخوام نمیشه. گاهی محمود باهام همکاری نمیکنه و اکثرا باران.
دو سه روز پیش که برادرم خونمون بود یهو به باران گفت خیلی به خواهرم گیر میدیا، اینقد اذیتش نکن. 
همش به این فکر ميکنم که من که اینقد تلاش ميکنم چرا به نصف هدف و خواسته م نمیرسم؟ من هر چی میخوام پامو فراتر از روزمرگی ها بذارم سنگ میاد جلوپام. بعد طرف میاد میگه اونهایی که بعد بچه دار شدن زندگی کردن یادشون می

ادامه مطلب  

 

دیگه هیچ وقت هیشکیو تودلم راه نمیدم غیر از امیر جونم حتی رحیمم از دلم رفته اون دیروز توشب نشینی حرفایی تو خونه دوستش زد که من خراب شدم یعنی هیچ شدم واینطوری شد که اونی که دیوانه وار عاشقش بودم هم ازم فاصله گرفت همون کسی که اون حرفارو میزد ودلمو می برد گفت که عشق تاریخ دارد باشه قبول کردم تاریخ دارد اما مثل همیشه نتونستم بگم پس چرا حالا که کار از گذشته پی بردی من نمیتونم خودمو ببخشم باورم نمیشه تواین سن فریب خوردم لعنت بر هرچي سادگی ونیرنگ رحی

ادامه مطلب  

 

از ساعت یازده تا ۱۲ الی ۱۲ نیم شب مال خودمه و درواقع آخر 
شبمه اول از همه آهنگ گوش میدم. همون آهنگای تکراری
هرشبی گوشیم میزارم روی سایلنت و صفحه تلگرام اینستاگرام
رو هم باز نميکنم و هرکی که بهم پیام بده رو رد ميکنم 
و همراه با آهنگ یسری نوشته رو هم میخونم و کیف ميکنم
و اون وسط وسطاش مرد ایده آل همیشگیم رو هم 
تو ذهنم تصور ميکنم که تابحال مشابهش رو رو زمین فکر نکنم 
دیده باشم :))))) زیاد رویا نمیبافم. و سعی ميکنم 
این یساعته رو برای خودم خوب بگذرو

ادامه مطلب  

 

بدنم کرخته، انگار خونی توش جریان نداره، همه چیز توی وجودم منجمد شده، غم روی قلبم چمباتمه زده، همه چیز رنگ سکون و یکنواختی ب خودش گرفته، نه من دیگه اون ترانه ی سابق نیستم، اون دختر مهربونی که دلش برای همه میسوخت حتی گربه کنار خیابون نیستم، از هممه فاصله گرفتم حتی خودم،اینجوری بهتره ، اره بهتره، بذار یخ بزنم ، منجمد شم، عوضش اذیت نميشم ، غصه نمیخورم، بودو نبود کسی واسم مهمترین زندگیم نمیشه،همه چیز میگذره تموم میشه ، اروم میشم، به این وضع عاد

ادامه مطلب  

نمازشب  

 

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است
بنده: خدایا! خسته ام! نمیتوانم
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا من در رخت

ادامه مطلب  

قصه حسینکرد شبستری  

چند وقتی است اولتیماتوم داده که شب ها زیاد بیدار نمان,برایت ضرر دارد.این که در روز ده ساعت پشت لپ تاب مینشینی حتما باید بگویم بد است که بلند شوی و دو قدم راه بروی و به خودت استراحت بدهی؟البته میداند کار خاصی نميکنم ولی خسته شده.حق هم دارد.تنهاست و جز من همزبانی ندارد.قبلا بیشتر تحویلش میگرفتم.پارک میرفتیم,کوه و مسافرتمان کم میشد ولی قطع نمیشد.الان هم میرویم.الان هم تنهایش نمیگذارم و هر از چندی مهمانش ميکنم.ولی خیلی وقت است به مهمانی نبردمش.مه

ادامه مطلب  

داستان عشق  

بچه که بودم عیدا حال و حول من بودتمام انرژی های سرکوب شده یکسال تو وجودم به صورت آتشفشان فوران میکرد؛ با شنا کردن تو آب لجن و بیماری پوستی گرفتن با از درخت بالا رفتن ، رقصیدن پشت وانت، دوییدن و عربده کشیدن تو خونه باغ عموم، کتک کاری با پسر عمو هام، کله پاچه خوردنا (عاشق کله پاچه بودم) ، تولدای آن چنانی که هر چهار فروردین برام میگرفتن.زن عموم هرسال خونشو برام تزیین میکرد و کیک دو طبقه که هیجا ندیده بودم میگرفت و طلا بارونم میکردن همه چون زن عموم

ادامه مطلب  

 

کلا دوس ندارم در مورد زندگی شخصیم با کسی صحبت کنم. حتی به مادرم هم خیلی چیزها رو نمیگم. تجربه های ناخوشایند و تمایل شخصیم باعثش شده.اما وقتی کلافه یا عصبانیم نمیتونم. اگر به هرکسی هم  چیزی گفته باشم توی همین مواقع س. بعدش هم پشیمون میشم ها. اما اگر حرف نزنم سبک نميشم یه جایی بدتر منفجر میشم. به همینخاطر سعی ميکنم یجایی بنویسم یا با کسی حرف بزنم که ربط نزدیکی نداشته باشه و بتونه راهنماییم کنه. یا حداقل گوش شنوایی باشه. اینجور شرایط سخت رو کم میشه

ادامه مطلب  

باز هم دو راهی  

کار پیدا کردم.. توی کافی شاپ
الان دو روزه دارم میرم.....
همون کاره خسته کنندهٔ سنگینه انبار از کاره شیکه اینا بهتره
پشت سرم میگن  میخندن و توی روم اخم میکنن .....
چی فک میکنن پیش خودشون ؟؟؟؟؟
کار قحطه ؟؟؟
احساسه بدی دارم ... فک کنم واقعا قحطه .....
میخوام به مهرداد مدیرمون بگم دیگه نمیام..
بگم ؟ میترسم ..... از بیکاری ، از بی پولی ، از همه چیز ......
خدایا چیکار کنم ؟؟؟!!!!! 

ادامه مطلب  

بی خوابی  

خوابم میاد ولی خوابم نمیبره ....
اینقدر فکرهای جور واجور توی سرم هست که نمیذاره بخوابم .......
خدایا این چشمانه من است که در این نیمه شب خسته و بیدار است ..................................!
از گوشه ی پنجره اتاقم باده سرده زمستونی خودشو میکشونه توی اتاق و منم با دستان یخ زده دارم مینویسم!
بیکاری خیلی اذیتم میکنه .....
مدام فکرم درگیره پوله مردمه .... بدهکارم!
کی میشه از این همه نگرانی رها بشم ....!!!!!
میرم سعی کنم بخوابم . امیدوارم موفق بشم . 

ادامه مطلب  

 

سلام عزیزمروز خیلی خسته کننده ای داشتمامروز یه تصادف درست و حسابی کردممقصر من بودمدختره بدبخت پیاده شد میخواست گریه کنهپیاده شدم درحالی ک میخندیدم گفتم آروم باش من مقصرمماشین ما که دویست تومنی بیشتر خرج برنداشتماشین طرف هم یه 300 تومنی خرج داره ک باید بدمخلاصه اینجوریhttps://goo.gl/yi4c02

ادامه مطلب  

چسب زخم  

همه هفت ترم همکلاس بودن‌مان، می‌دانستم که غروب‌ها بعد از دانشگاه توی ساختمان‌ها نقاشی وگچ کاری می‌کنی و دستانت به خاطر تماس با تینر همیشه خدا زخم و پردرد است و من همیشه توی کیف و جیب مانتوهایم یک عالمه چسب زخم داشتم که وقتی دستت خون می‌افتاد، می‌گذاشتم روی سررسید یا دسته صندلی‌ات تا به جای دستمال کاغذی چسب بزنی.اینکه این آخری‌ها خودت هم می‌آمدی و از من چسب می‌گرفتی، هر بار می‌گفتی آخرش به خاطر این شوینده‌های لعنتی و این سرفه‌های هم

ادامه مطلب  

مرگ و حيات  

امروز كه جمعه باشه دایی مادرم فوت كرد!!!
مردی كه همه متفق القول بودند مرد خوشتیپ فامیل و همیشه خوش و اتوكشیده بود ، 
طفلی دایی ما دو سال اخر عمرش و توی سالمندان سپری كرد ،در حالیكه از نظر مالی كاملا دارا حساب میشد.
غریبانه و كم جمعیت، و هرچي بگم نتونستم حق مطلب و ادا كنم .
دلم یه طوری بود و شد 
امشبم شب اول قبر دایی جان 
هرچقدرهم بگیم بازهم فردا فراموشمون میشه 
میفهمید كه چی میخوام بگم ؟؟؟؟

ادامه مطلب  

سرما  

پسرک جان سرد استبیرون از خانه که میروی خودت را قشنگ بپوشان...مبادا به امید گرمای دل دیگری، لباسهایت را فراموش کنی...این روزگار تا جان در توان دارد ....میخواهد برای قلب خسته ات بتازاند....مبادا به گرمای دست دیگری عادت کنی، که تا اخرین نفسهایت را از درون قلبت بیرون بکشد که راه هق هق ت را برایت تا ابد ببندد....پسرک جان....برایت خودت آدم برفی درست کن...زیر فیتیله ها برف بچرخ و داد بزن....اصلن آدم برفی ات را خراب کن و روی تکیه  های برفی اش بشین .....روی تمام بر

ادامه مطلب  

زناني كه با گرگها مي دوند  

كتاب " زنانی كه با گرگها می دوند"، نوشته دكتر كلاریسا پینكولا استس. احتمالا می شد ششصد و پنجاه صفحه را در سیصد صفحه خلاصه كند. ولی شاید كتابی كه برای بیدار كردن روح وحشی زنها نوشته شده است، همان بهتر كه تا دلش می خواهد حرف بزند و توضیح دهد و مثال بیاورد. زنانه تر است به نظرم...كتاب بر پایه داستانهای كهن و اسطوره شناسی ها، به تحلیل چگونگی از دست رفتن روح و حیات وحشی زنها در طی دورانها پرداخته است. شاید در عصر كنونی كه زنها بیشتر از هر دورانی مردتر

ادامه مطلب  

شروع تازه  

دراز کشیدم روی کاناپه ، هندزفری هم توی گوشم ،برعکس همیشه دلم موزیک فارسی کشیده ، حس و حالم میطلبه، هرچند هنوز واسه خودم گنگه ، نمیدونم ناراحتم یا غمگین ، عصبیم یا بی تفاوت ، تنها مبدونم یچیزی این وسط سرجاش نیست ، مثلا قلبم توی دهنمه، یا مغزم از کار افتاده،شام نخوردم عوضش تا تونستم تو این چند ساعت ریزه خواری کردم ، شام خوردن همیشه واسه من مصیبت بوده و هست، بیشتر واسه انجام وظیفه میخورم ، اما امشب بیخیالش شدم، نمیخوام بهتون فاز بد بدم، واسه هم

ادامه مطلب  

مطمن باش فقط بهت میخنده  

دیواری کوتاه تر از من نیست؟!
برای دلخوریتان؟
برای نامرد بودنت؟دخترک دیواری کوتاه تر از من پیدا نمیشود که با ناسزار گفتنت ناخوشی هایت را در سطل دلم بریزید؟
سایبانی غریب تر از پسرک بختیاری پیدا نکردی برای ناخالصی های روزمره ات؟ناسزای بهتری برای خودم و خانواده ام سراغ نداری؟
مگر من چه ها گفتم فقط گفتم دوستت دارم.
برای بی دریغ گویی هایت چی داری؟
غریب تر از قلب شش ساله پسرک بختیاری چیزی پیدا نکردی؟
من که شانه هایم مثل کوه بودند با یک عشق خم شدمشک

ادامه مطلب  

انتظار  

هر روز به سختی خودم رو کنترل ميکنم که بهت زنگ نزنم. اما بیشتر از یه هفته نمیتونم ازت بی خبر بمونم. هرچقدر هم که سعی کنم قوی بنظر بیام و خودم رو بی تفاوت نشون بدم ، سر یه هفته همه چی از بین میره. وقتی بهم میگی کی قراره همو ببینیم من تا اون روز برسه انقدر بی قرار میشم که حد نداره. همش خدا خدا ميکنم که زود اون روز برسه. مثل بار اولی که دیدمت، هربار که میبینمت قلبم به تپش می افته. از بودن باهات خیلی لذت میبرم. چقدر دلم میخواد زود فردا بشه که تو برگردی. ده

ادامه مطلب  

 

آهنگی رو میپسندم که خیلی نرم ابراز دلتنگی کنه تیکه بندازه گلایه کنه و بعد هرچي به آخر نزدیک میشه خواننده و سازها به جنون نزدیک شن و آخرش هیچی نفهمی فقط هد بزنی کسخل شی ، درکت صفر شه فقط صدای داد زدن و نواختن دیوونه وار ساز بره تو گوشت

ادامه مطلب  

داستان گیلاس/8  

پارسال از قطب شمال بهم زنگ زدند گفتند پاشو بیا اینجا,شب یلدائی دور هم باشیم,صبح هم میریم کله پاچه میزنیم!!منم که میدونید عاشق کله پاچه,پاشدم رفتم قطب شمال!
تا رسیدم چند تا جعبه انار گذاشتند جلوی من و گفتند بی زحمت اینارم دون کن دورهم بخوریم,بعدشم صبح میریم کله پاچه ای!!منم به عشق کله پاچه شروع کردم به دون کردنِ انار و اونا هم کاسه کاسه به انار دون شده نمک میزدند و میخوردن!
چند ساعت که گذشت خسته شدم و پرسیدم:ببخشید,تا صبح خیلی مونده؟یکیشون همونط

ادامه مطلب  

یلاکم میکنی  

باشه  بهم میرسیم  دلمو بشکن  با هر کی هستی باش من که میدونم  کاری ميکنم فقط بخاطر تو عذاب وجدانی بگیری که تا اخر عمرت مث من بکشی  بفهم ایکارو بخاطر تو ميکنم  خداحافظت نامرددددددددددددددددددددددددددد  در اوج بدبختیم بلاکم  کردی . 

ادامه مطلب  

همه چی آرووووووووم نیست !!  

این روزها هم داره بهم خوش میگذره ، هم معمولی و هم گاهی از همه چی خسته میشم !!
ماهی که داره تموم میشه و احتمالا یه اسباب کشی افتادم 
البته جهت پیشگیری مشغول اماده سازی مکان جدید هستیم ( رنگ و نقاشی و در و دیوار خونه ) 
مغازه هم برنامه خرید کارهای جدید و دارم که فکرم و درگیر کرده 
از همه مهمتر : پوووووووووووووووووول ندارررررررررررررررررم 
در عوض خوشیهایی بوده از طرف خانواده و دوستان که این تحمل این شرایط و اسونترش کرده 
جاتونم خالی از بابت اینکه

ادامه مطلب  

سرنوشت مبهم  

امشب رسما محل کارم رو ترک کردم ....
دیگه برنمیگردم .... فشار و سختیه کار یکطرف 
رفتارهای بدشون یکطرف ..
خسته ام از این همه توهین !
به مدیرمون گفتم حجم کار خیلی بالاست من نمیتونم .
ظاهرا اصلا راغب به رفتنه من نبود !
مردِ خوبیه و واقعا هوامو داره ولی .....
شاید یکی منو ببینه بگه اینو نگا چقد ناز نازیه !
ولی باور کنین واقعا کارش سنگینه
کلا ده دقیقه هم وقت استراحت داریم که اونم من مشغوله بحث با احمد آقام .....
هنوز هیچی نشده دلم برای کارم تنگ شده ....
یعنی زنگ م

ادامه مطلب  

پذيرش يعني......  

اگر به من بگویند زیباترین واژه ای که یادگرفتی چیست....
میگویم پذیرش است......
پذیرش یعنی.....
پذیرفتن شرایط با تمام سختی هاش.....
 پذیرش یعنی......
پذیرفتن ادم ها با تمام نقص هاشون.....
 پذیرش یعنی......
پذیرفتن اینکه مشکلات هست
 و باید به مسیر ادامه داد......
پذیرش یعنی......
پذیرفتن اینکه گاهی من هم اشتباه ميکنم....
 پذیرش یعنی.....
پذیرفتن اینکه من کامل نیستم......
پذیرش یعنی......
پذیرفتن اینکه هیچ کس
 مسئول زندگی من نیست......
 پذیرش یعنی......
پذیرفتن اینکه انتظار از

ادامه مطلب  

 

من اگه کیک میپزم و کار ميکنم شاید میتونم بگم ۴۰ درصد ش
برای پول و رفع نیازهامه وباقیش هدفداره. من هدفدار کار ميکنم 
که اینکه بتونم با طعم خاص کیک هام تو دل مردم جاباز کنم
وقتی که مشتری بعد خوردن کیکش میاد تو پیج شخصیش و درباره
طعم کیکم و حس خوبی که بهش منتقل شده و
لذت برده به دیگران هم تاکید میکنه که حتما امتحان کنن حالم عجیب
غریب خوب میشه. درسته که الان تعدادشون کمه
اما من هدف دارم یروز خیلی خیلی معروف ترمیشم. 
کیف ميکنم :)
یجورایی ام باهمه لج ک

ادامه مطلب  

باخانمان  

این هفته كه گذشت اصلا نفهمیدم چی شد !!! یه روز كار یه روز تعطیل ، باز كار و روز بعد تعطیل 
البته كه از مناسبت های این هفته سعی كردم استفاده كامل و بكنم ،؟روز شهادت امام رضا به اتفاق بانو مشرف شدیم حرم ، كه خیلی شلوغ بود و خیابونا پر از هیئت و دسته های عزاداری ، شام قریبان امام رضا خیلی غم داشتم !!!
امروزم كه جمعه بود از صبح بیرون بودم البته به اتفاق بانو جان ، تا ساعت ١٤ كه برگشتیم خونه و جاتون خالی یه قرمه سبزی مشتی دست پخت مادر ایشان جان زدیم بربد

ادامه مطلب  

سودایی دیگر  

دعا ميکنم امروزمرغ آمین بیایدو بر آرزوهایتآمین بگویدو دلواپسی در خیالت نماند وآرام باشیچه چیزی ازآرامش ناب خوش تر .. . .!؟[گل][پاسخ:]وسپاس فراوان ازین دعای خیر [گل]ولی من سودایی دیگر در سر میپرورانمکهخودم بشم دعای مستجاب ... که این درجه ای بالاتر از مستجاب الدعوه شدنه ... یعنی در واقع چنان به اتفاقات خدا در دنیا و در دل و جانم راضیم که فکر ميکنم تمام هست شدن هستی از دعای من است

ادامه مطلب  

#نماینده_سس_کش  

من اصلا آدم فحاش و بددهنی نیستم ولی متاسفانه بعضی چیزها و کارهارو میبینه و میخونه آدم خودبخود هرچي فحش خارمادر توی ذهن داره به یادش میاد!!توی کشوری زندگی میکنیم که این کشور هم توی جهانی واقع شده که حتی تمساح ها هم امنیت جانی-جنسی ندارند!!دیگه از نمایندگان پایداری مجلس توقعی نیست!!این50/60 نماینده قبلا تو کارِ ساخت دست انداز و سنگ اندازی پیش پای دولت بودند ولی جدیدا زدند توی کارِ خیال بافی و بهتان و فال گوش ایستادن و جاسوسی و گفتن اسرار نظام برا

ادامه مطلب  

 

از زلزله اون شب و اتفاق دیشب مدام در حال ترسیدنم. 
ازترس توی پارکینگمون نمیرم.از خونمون میترسم. از الان که اروم 
زیر پتو دراز کشیدم میترسم.  از یه صدا که از بیرون
خونه بیاد میترسم تپش قلب میگیرم. شبا برام شده جهنم. 
تا نیمه شب توی رخت خوابم بیدارم . و هرکار ميکنم فکر نکنم
نمیتونم. و یک درصد هم نمیخوام دست به دامان قرص های 
آرامبخش بشم. و این شرایط بدو تحمل ميکنم.
خیلی ضعیف شدم و ترسو. 
خدایا قلبمو اروم کن. ذکرمیگم. آهنگای مورد علاقتو گوش میدم 
تو

ادامه مطلب  

اتفاق های بد!  

بعضی وقتا آدم کارهایی میکنه که بخاطرش شب های زیادی نمیتونه بخوابه. عذاب میکشه و استرس داره. همش خدا خدا میکنه که اون مشکل رفع بشه و اتفاق بدی نیوفته. وقتی که اون مساله حل میشه گاهی انقدر خوشحال میشه که بخاطرش اشک هم میریزه. توی این ماه دوتا از این چیزا برای من اتفاق افتاد. شب های زیادی رو نخوابیدم. انقدر عصبی و ناراحت بودم که روزها برام دیر میگذشتند. یکیشون امروز حل شد. انقدر خوشحال شدم که زدم زیر گریه. خواستم درموردش بهت بگم اما فکر کنم سرت شلو

ادامه مطلب  

زندگی...  

آیا زندگی چیزی به جز همین لحظه هایی هستند که میگذرند؟ بنظر من که نیست! زندگی یعنی تموم لحظاتی که از گذشتن اون احساس رضایت ميکنم و از بودن در کنار کسی که دوستش دارم احساس شادی ميکنم. من یه زندگی رو میخوام که بخاطر فرداش نگرانی نداشته باشم. شاید بخاطر همینه که علاقه ای به ازدواج ندارم. من از مسئولیت همسر و مادر بودن میترسم. حس ميکنم تواناییش رو ندارم. اگه این دوتا از ازدواج حذف بشه دیگه اون ازدواج چه مفهومی داره؟ نمیدونم باید چیکار کنم. از طرفی ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1