سرنوشت مبهم  

امشب رسما محل کارم رو ترک کردم ....
دیگه برنمیگردم .... فشار و سختیه کار یکطرف 
رفتارهای بدشون یکطرف ..
خسته ام از این همه توهین !
به مدیرمون گفتم حجم کار خیلی بالاست من نمیتونم .
ظاهرا اصلا راغب به رفتنه من نبود !
مردِ خوبیه و واقعا هوامو داره ولی .....
شاید یکی منو ببینه بگه اینو نگا چقد ناز نازیه !
ولی باور کنین واقعا کارش سنگینه
کلا ده دقیقه هم وقت استراحت داریم که اونم من مشغوله بحث با احمد آقام .....
هنوز هیچي نشده دلم برای کارم تنگ شده ....
یعنی زنگ م

ادامه مطلب  

دوباره ذوق نکن  

در پی یکی از پست های قبلیم "ذوق نکن " که گفته بودم من نباید از یک موضوع ذوق کنم وگرنه اصلا اون رویداد اتفاق نمی افته
امروز واقعا بهم ثابت شد ....تا همین نیم ساعت پیش برنامه ی سینما جور شد همین که من به طرز شگفت انگیزی خوشحال شدم از اینکه دوستان هماهنگ و برنامه جور شده ...برنام هبهم خورد ....اونم نه کلا ...درواقع الان دوستان در حال تماشای فیلم هستند و دارن حال میکنن بنده در منزل در حال اپ کردن وبم هستن ...هه
.........................
جدیدا خیلی به معین زد علاقمند شد

ادامه مطلب  

میشه ببینمت  

میشه راجب زندگیت، همسرت، فرزندت بگی؟ شنیدن راجب اونا برام مهم چرا اونا رو قایم میکنی؟ میخوام قبل از هر کاری بیام با همسرت حرف بزنم... خیلی دلم میخواد با خودت حرف بزنم حضوری و رو در رو اما اینم میسر نیست چون میدونم بگم نمیای استاد به خانم دکتر گفتن که برای اومدن من اماده باشن اماحتی خود ایشون هم حاضر نشدن باهاشون صحبت کنم من واقعا دیگه نمیدونم چه کاری درسته چه کاری غلط فقط میدونم با تو باید اتمام حجت کنم از طرفی اصلا نمیدونم اگه شما بیاین چي

ادامه مطلب  

 

این چندوقته ستایش بصورت غیرمعمولی گیر داده به رابطه ی مانمیدونم جریان چيستاز طرف دیگه هم تو جزو فالوراشی که قضییه رو مشکوک تر میکنه اصلا به حالت هنگ دائمی درومدم این چند وقته نمیتونم اتفاقای اطرافمو پردازش کنم و بفهمم چي به چيهhttps://goo.gl/eglJuj

ادامه مطلب  

عشق چیه؟  

واقعا عشق چيه؟ چي میشه که آدم یه دفعه انقدر به یه نفر دیگه علاقه مند میشه؟ حتی با وجود اینکه شاید اون طرف اصلا حسی بهش نداشته باشه. چطور میشه که یه آدم شب و روزش رو با فکر کردن به اون میگذرونه و قلبش برای اون میزنه؟ حتی با وجود اینکه اون کنارش نیست یا بهش بی توجهه ولی این عشق کم نمیشه؟ چطور میشه که آدم انقدر اسیر این احساسات میشه؟ آیا واقعا عشق چيز خوبیه؟ یا فقط وسیله ای برای آزار دادنه؟ اینا سوالاییه که من هر روز از خودم میپرسم.اما هیچ جوابی بر

ادامه مطلب  

 

لیگ دیروز امیدوار کننده بود؛ اگه شرکت میکردم حتما اول می شدم. داور برگشت بودم طبق معمول؛ راضیم. با خانم م. رفتیم سردرود. دختره توو هیئت دوچرخه سواریه ولی چون با خانم ش. فامیله، بدون گذروندن کارورزی بهش ابلاغ دادن. اذیتم کرد این موضوع چون هنوز دارم تاسف میخورم چرا تابستون هیئت کاغذ نداد به من کاغذ نداد بتونم کار کنم؛ باید بیخیال شم به هر حال. با خانم ص. عزیز برگشتیم. چقدر دوسش دارم. اصلا هم مهم نیست برام که الان سِمتی نداره. واقعا بهش احترام قائل

ادامه مطلب  

دیگه چجوری بگم؟!  

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیمبا ما به جام باده ی صافی خطاب کنخدایا من اصلا! توان جدایی از گناه رو ندارم! مگه اینکه خودت با «محبتت» بیدارم کنی!بغلم نمی کنی؟!... بغلم کن... دوست ندارم فشارم بدی، ولی لااقل توی بغلت فشارم بده...الهی لم یکن لی حول فانتقل به عن معصیتک الا فی وقت ایقظتنی لمحبتک.امیرالمومنین روحی فداه.

ادامه مطلب  

شرح نهج البلاغه  

ادامه شرح حکمت 343 نهج البلاغه
وَ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِینَةٌ وَ النَّاسُ مَنْقُوصُونَ مَدْخُولُونَ إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّهُ سَائِلُهُمْ مُتَعَنِّتٌ وَ مُجِیبُهُمْ مُتَكَلِّفٌ یَكَادُ أَفْضَلُهُمْ رَأْیاً یَرُدُّهُ عَنْ فَضْلِ رَأْیِهِ الرِّضَى وَ السُّخْطُ وَ یَكَادُ أَصْلَبُهُمْ عُوداً تَنْكَؤُهُ اللَّحْظَةُ وَ تَسْتَحِیلُهُ الْكَلِمَةُ الْوَاحِدَةُ
حضرت در ادامه حکمت 343 از قول خداوند کریم در قران نقل می کند هر نفسی

ادامه مطلب  

 

از دیروز عصر دارم از حرص میترکم. توو کتم نمیره چطور آدمی که میگه یه حسی نسبت به من داره، منو مجبور به کاری میکنه که اصلا خوشم نمیاد و راضی نیستم. همه چي انقدر سریع اتفاق افتاد که گیج عصبانیت بودم و با یه لبخند فیک رضایت مندی چندش آور، اون کار رو انجام دادم. تا برسم خونه، مدام داشتم به خودم میگفتم آروم باش، نفس عمیق بگیر، ولش کن؛ ولی نتونستم ولش کنم. بدتر عصبی شدم و تمام حس تنفرم رو بالا آوردم. حرفای سنگینی میزدم، متوجه بودم، حرفهایی که حاضر بودم

ادامه مطلب  

داستان عشق  

بچه که بودم عیدا حال و حول من بودتمام انرژی های سرکوب شده یکسال تو وجودم به صورت آتشفشان فوران میکرد؛ با شنا کردن تو آب لجن و بیماری پوستی گرفتن با از درخت بالا رفتن ، رقصیدن پشت وانت، دوییدن و عربده کشیدن تو خونه باغ عموم، کتک کاری با پسر عمو هام، کله پاچه خوردنا (عاشق کله پاچه بودم) ، تولدای آن چنانی که هر چهار فروردین برام میگرفتن.زن عموم هرسال خونشو برام تزیین میکرد و کیک دو طبقه که هیجا ندیده بودم میگرفت و طلا بارونم میکردن همه چون زن عموم

ادامه مطلب  

ابزار و اهداف جنگ نرم  

ابزار و اهداف جنگ نرم
 
   با توجه به تعریفی که از جنگ نرم صورت پذیرفت می توان ابزارهای این جنگ را بسیار ساده و کم هزینه دانست که این سادگی در عین حال بسیار پیچيده و کاربردی تر از جنگ سخت است چرا که نیاز به لشگرکشی و مقاومت های فیزیکی ندارد، بلکه با تصرف فکر، اندیشه و اراده یک جامعه و نفوذ آرام در لایه های فکری آن جامعه صورت می‌پذیرد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی: «جنگ نرم یعنی جنگ بوسیله ابزارهای فرهنگی به وسیله نفوذ به وسیله دروغ به وسیل

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1