صحبت نود سالگی شد یادم اومد که یه ابلهی روزی بِهِم گفت می خواد نود سالگی به بعد شروع به رمان خوندن کنه(امید به زندگی آدم ها خوب بالا است!)    :)
- گمونم خوندنِ کتاب رو باید از کودکی-نوجوانی شروع کرد تا شاید بعدتر یه جاهایی از زندگی کوفتی ات بتونه بِهِت کمک کنه(این یکی از فواید کتاب خونی هست). می خواست ارزشِ رمان خوندن رو پایین بیاره. خودش رو تو تحقیقاتِ علمی کسالت بارش غرق کرده بود.
 
آدمی که کتاب و رمان نخونه از نظرِ من رده.

ادامه مطلب  

رزمایش مدافعان حرم  

رزمایش بزرگ شهدای مدافع حرم گردان‌های الی بیت‌المقدس با حضور بیش از 20 هزار بسیجی در قالب 50 گردان الی بیت‌المقدس و همراهی گردان‌های عاشورا، امام حسین(ع)، امام علی(ع)، الزهرا و کوثر به مدت 2 روز در منطقه قلعه‌قاضی بندرعباس برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری فارس از بندرعباس، رزمایش بزرگ شهدای مدافع حرم گردان‌های الی بیت‌المقدس با حضور بیش از 20 هزار بسیجی در قالب 50 گردان الی بیت‌المقدس و گردان‌های عاشورا، امام حسین(ع)، امام علی(ع)، الزهرا و کوث

ادامه مطلب  

کتاب بینوایان  

بینوایان یا بی‌نوایان (به فرانسوی: Les Misérables) نام رمان معروفی نوشتهٔ ویکتور هوگو، نویسندهٔ سرشناس فرانسوی است. این کتاب اولین بار در سال ۱۸۶۲ منتشر شده و یکی از بزرگترین رمانهای@12@ قرن ۱۹ است. در دنیایی که مردم آن انگلیسی صحبت می‌کنند، این رمان معمولاً با عنوان اصلیِ فرانسویِ خود نام برده می‌شود (عناوین مختلفی مثل The Miserable, The Wretched, The Miserable Ones, The Poor Ones, The Wretched Poor and The Victims, and The Dispossessed نیز دارد). با شروع شورش جون در ۱۸۱۵ و به اوج رسیدن آن در ۱۸۳۲ در

ادامه مطلب  

دیوید کاپرفیلد  

رمان چارلز دیکنز
به تعبیر خودش دیوید دوست داشتنی کودک مورد نظر خود اوست.
کتاب و جریانات آن به زندگی شخصی چارلز نزدیک بوده.
این سومین رمان چارلز هست که به زبان انگلیسی خواندم.
تنها یک جمله در مورد رمانهای چارلز میتونم بیان کنم که ساخت فیلم و انیمیشن از آثار این نویسنده بزرگترین ناحقی در مورد آثار اوست.
تنها باید خواند...خواند و غرق شد...لذت برد.
 

ادامه مطلب  

 

بیا رو راست باشیم پسر 
از وقتی که با طرزفکرت اشنا شدم یه لول به استاندارد های زندگیم اضافه شده 
+تو خر منی 
+هنوز عاشق ترینم، اگر از اشیونه دور دورم، غم عشقت تو قلبم مونده با من
+ من واقعا عاشق این راهم :) عاشق همین روزام. عاشق همین تلاش هام. 
+ خرخون زاده نشده بودم، صفت اکتسابیه:/

ادامه مطلب  

مدرک لیسانس  

داستان بلند به گونه‌ای از داستان‌ها گفته می‌شود که خصوصیات رمان و داستان کوتاه را هر دو در خود داشته باشد. در داستان بلند درست مانند داستان کوتاه معنا از اهمیت بالایی برخوردار بوده و فشردگی معنایی وجود دارد. همچنین شخصیت‌ها و زمان پیوسته در حرکت هستند، تمامی شخصیت‌ها به صورتی هماهنگ در جهت تصویر معناهای اصلی داستان نقش آفرینی می‌کنند و پیرنگ نیز از استحکام و انسجام بالایی برخوردار است. حال اینکه داستان بلند همچون رمان، شخصیت‌ها را گس

ادامه مطلب  

از یادت ببره!  

گفتم : آدم وقتی عاشق کسی میشهلابد بودنِ با اون کس، کسی رو توو گذشته یادش میاره،جای خالیشو براش پُر میکنه.گفت : نه برادر، عشق حقیقی زمانی اتفاق میفتهکه بودن با کسیبودن با تمام آدمای دیگه رو از یادت ببره!
بابک زمانیرمان : بعد از ابر

ادامه مطلب  

 

درباره مهاجرت نخبگان و دلایل آن سخن و تحلیل بسیار است. وی این نکته را نمی توان از نظر دور داشت که نخبگان عزیمت کرده که قصد بازگشت ندارند  عاشقان واقعی وطن نیستند.چرا که عاشق واقعی صبور است .عاشق واقعی معشوق را در سختی  رها نمیکندعاشق واقعی جهت رسیدن به معشوق محنت ها را به جان میخرد. عاشق واقعی زندگی بدون معشوق برایش مقدور نخواهد بود و...شاید آموزش عشق ورزی به وطن از نواقص نظام تعلیم و تربیت و نخبه پروری است  .نخبه ای که عاشق وطن نباشد .حتی اگر د

ادامه مطلب  

 

به مناسبت هفته كتاب و كتابخوانی ویژه برنامه ای همراه با معرفی كتاب  در مدرسه هاجر برگزار گردید كه به شرح ذیل می باشد:
 
1- قصه گویی  توسط خانم رحیمی نیكو
2- شعرخوانی توسط یكی از دانش آموزان
3- معرفی كلاس داستان نویسی و قصه خوانی توسط خانم یحیی پور 
4- معرفی كتاب توسط اعضای كتابخانه (رمان هستی و رمان دختری با روبان سفید) - معرفی كتاب توسط خانم رحیمی نیكو ( رمان پیشگو)
5- اجرای مسابقه و اهدای جایزه به برندگان
6- معرفی كتابخانه و فعالیتهای فرهنگی آن
7- ا

ادامه مطلب  

مذکر و آسیب های بعدی  

همیشه فکر میکنم میشد عاشق شد و جسم معشوق رو نخواست ؟!
اونوقت عاشقا دیگه از بوس و لب و بغل اینا نمیگفتن
و کار به جاهای باریک نمیکشید
اما 
فکر میکنم اونوقت کسی عاشق نمیشد 
خدایا این چه حسی به ما دادی که اکثرا عشق رو با لذت جسمی میخواییم
برنامه مستند نگاه میکنم نر بخاطر ماده رقیبش رو حتی میکشه !
کلا چه کارهایی برای عشق یه بنام عشق میکنن
متاسفانه در این عشقها معمولا جنس مونث آسیب میبینه هم روحی هم جسمی
البته جنس مذکر آسیب بدتری میبینه ولی بعدها مع

ادامه مطلب  

 

ایا شما معتقدین در طول زندگی ادم یکبار فقط عاشق میشه 
و درصورت نرسیدن هیچ وقت عاشق کسی به اون شدت نخواهید شد 
یا که با توجه به رشد عقلی و فکری و حتی احساسی ممکنه عشق بهتری رو نیز تجربه کنین؟ 
 
من که به عشق فقط یک بار رخ میده اعتقادی ندارم .
 

ادامه مطلب  

سرنوشت یه قدیسه  

سرنوشت یه قدیسه
یهنفر بودهکه عاشق میشهدو بار هم عاشق میشهولی با هیچ کدومشون ازدواج نمیکنهچونبعد از عشق دومشبش الهام میشه کهقراره با یه قدیسه ازدواج کنه
زیادبا خودش فکر میکنهکه چطور لایق این عشق پاک(عشق قدیسه)شده؟؟
تنهانتیجه ایکه بش میرسه اینه کهعشقای اول و دومش ، برای این تو سرنوشتش بودن کهاونو رشد بدن و صاحب مقامات و کرامات معنوی بکنند ، که لایق عشق این قدیسه بشهوخداعشق خودشو(قدیسه ها عشق خدان)به اون عاشق پاکباخته بده
عاشقیکه آگاهانهنیر

ادامه مطلب  

 

حواستان باشد در زندگی چه اشتباهاتی میكنید اشتباه داریم تا اشتباه هر اشتباهی كردید اشكالی ندارد اما عاشق آدم اشتباه نشوید یا شاید بهتر باشد بگویم اشتباهی عاشق نشوید آن وقت است كه دیگر هیچ چیز مثل سابق نمیشود دیگر فاصله میوفتد بین شما و همه ی دل هایی كه برایتان می تپند دیگر مُهرِ تا اطلاع ثانوی عشق ممنوع میخورد روی دلتان تا برای همیشه یادتان بماند كه اشتباهی عاشق نشوید! 

ادامه مطلب  

۱۵  

امروز یه رمان ایرانی خوندم به اسم "خاله بازی" از بلقیس سلیمانی. بعضی جاها بد نبود و خب اونقدری کشش داشت که یه روزه تمومش کنم. خیلی جاهاشو زیاد دوست داشتم. ولی خب میدونی، به نظرم یه روزه تموم کردن یه کتاب جز ویژگی های خوبش نیست، یعنی اون کتاب چیپه و ذهنت و سلولای خاکستریتو درگیر نمیکنه. کتاب خوب اونیه که باهاش زندگی کنی و از ترس اینکه تموم بشه روزی ده بیست صفحه بیشتر نخونی. کلا بازم پشیمون شدم از خوندن رمان وطنی! نویسنده های ما نمیتونن نویسنده بو

ادامه مطلب  

اهای خوشگل عاشق  

آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق
آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق
آهای ای گل شب‌بو آهای گل هیاهو
آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو
دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر
نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر
من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
بگو با من عاشق چرا برات زیادم
آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار
اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار
خدانگهدار…
♫♫♫
دلت یاس پراحساسه آی مریم نازم
تا اون روزی که نبضم بزنه ترانه‌سازم
برات ترانه‌سازم تو آهنگی و سازم
بیا بر

ادامه مطلب  

مردگان زرخرید  

نیکلای گوگول
هجونامه ای درباره انسانها و روابط اجتماعی شان.
انگار که هیچوقت آدمها عوض نمیشوند. هنوز هم شبیه آدمهای داستان مردگان زرخرید هستیم.
خوب بود. نمیشد گفت رمان بود. داستانی مطرح شد برای نشان دادن جوامع شهری و پایانی در کار نبود. باید بگم آخرش متعجب شدم که ته نداشت:)

ادامه مطلب  

چرخ و فلک ...  

بازی سرنوشت عجیب بازی ناشناخته ایه ...
مثل چرخ و فلک یه روز بالا می بره تورو و یه روز میاره پایین ...
ولی انگار این تویی که باید توی این جنگ بالا و پایین همیشه پیروز باشی ...
چه در لحظات سختی و چه در لحظات خوشی و آرامش ...
این ترانه زیبا که سالار عقیلی فوق العاده خونده رو تقدیم میکنم به تو و خودم ...
تویی که حتی توی نام بردنت مقدم تری بر من ...
تویی که بیش از خود من ، منو دوست داری
در فصل بارش سنگ همچو آیینه بمان
بر جان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران
در انتظا

ادامه مطلب  

نامه ای برای بچه ایندم  

سلام ...
مامانی الان نمیدونم بابات کیه ولی خوب میدونم اگه جواد بابات نشه این باباتو نمیخوامو عاشقش نیستم مامانی بچه خوشگلم من تو دنیا عاشق یه مردم اونم جواده اره اسم دیگش حسین طغرایی هس عاشقشم ولی حیف که با ندونم کاری های منم همه چیز خراب شد عزیزم دردونه مامانی ازت میخوام مثل مامانی توی کوچیکی عاشق نشی براز خوب بزرگ بشی درستو بخونی بعدن عاشق بشو الهی مامانی فدات بشه

ادامه مطلب  

من اینقدعاشقت بودم که به عشقم وفاکردم  

من اینقدر عاشقت بودم که به عشقم وفا کردماگرچه با عشق بی‌حدم به عشق خود جفا کردممن در تعریف دوست داشتن هم شاید خطا کردمولی خوشحال از اینم که به عشق خود وفا کردمهزاران بار شکستن را تحمل کردم و بازمپشیمون نیستم از عشقی که بسته بال پروازمهنوزم میگذره عمر و فقط نومیدم از تقدیرتنم زخمیه شلاق شکنجه‌های بی‌تأثیرتو را در خود نیالودم دمی راحت نیاسودمتو را در درد تنهایی فقط گهگاه دوا بودمهمان دم که کسی پیشت نمیموند من خدا بودمبه وقت عیش و مستیهات م

ادامه مطلب  

 

کی گفته عشق با وصل تموم میشه
بخدا دوری کشنده ی رابطه ست..
من بی صبرانه منتظر روزی ام که دغدغه ی دوری نداشته باشم..
به این فک میکنم که برم خونمو بچینم.هزارتا ارزو واقعا تو فکرم هست.
تک تک روزامو زندگی کنم..هر روزم یه نکته ای بهتر از دیروز پیدا کنم و باهاش ادامه بدم.
واقعا چرا بعضیا میگن ازدواج سنتی بهتره.بعدش عاشق میشی.ِِاگه اول عاشق باشی 
بعدا چیزی ازش نمیمونه.اونوقت اوناییم که بعدا عاشق میشن یه بعدیم واسه اونا وجود داره.
بعد اونایی که میگن عشق ن

ادامه مطلب  

بگو چیکار کنم  

تابه حال عاشق شدی عاشق کسی که می دونی دست یافتنی نیست هیچوقت حق تو نبوده و نمیشه . تا به حال برای عشقی غیر ممکن روزا و شبا رو با گریه سر کردی . دردناکه معشوق کنارت باشه ولی حتی اجازه نگاه کردن به اونو نداشته باشی. دردناکتر اینکه بدونی راهی که میری سرانجامی نداره گریه هات بیهودست وکسی نه تنها درکت نمی کنه حتی تو رو دیوانه میدونن .با فکر یک موج سواری لذت بخش به قلب اقیانوس میزنی ولی تنها چیزی که نصیبت شده  موج های وحشتناکیه که تو را به صخره ها می ک

ادامه مطلب  

 

انگار عقلمان راازدست میدهیم که عاشق میشویم . قلبمان رو به کسی میدهیم اخرش شکسته هایش راتحویلمان میدهند . بعد هم که قلبمان رابزور مرهم میبخشیم دوباره عاشق میشویم .عبرت نمیگیریم از وصله پینه های قلبمان .عبرت نمیگیریم از له شدن توسط دیگری .(من همیشه سعی کردم صادقانه عشق بورزم ولی به همون اندازه وجودمو خورد کردن

ادامه مطلب  

خاطرات آزاده سرافزار آقای قربانعلی قدیانی  

بخش اول (دوران سربازی)
سال 58 بود که با فرمان امام خمینی (ره) بسیج بیست میلیونی تشکیل شد. جوانان با شور و شوق در مساجد عضو بسیج می شدند و من هم درکانون ابوذر نام نویسی کرده و دوره ابتدایی آموزش را پشت سر گذاشتم. شش ماه بعد در مسجد امام رضا(ع) عضو شدم، یک شب در کانون و یک شب در مسجد  امام رضا(ع)، روزها هم در مدرسه راهنمایی ابوذر مشغول درس خواندن بودم. سال 61 بود که ترک تحصیل کردم روزها سر کار می رفتم و شبها در مساجد مشغول آموزش بودم چندین بار ثبت نام بر

ادامه مطلب  

 

گاهی دلم میگیرد از زندان زندگی اما باز خدا رو شکر میگم که اگه هیچ‌کس نیست خدا هست خدایا ممنونم که هستی خدایا عاشق بودنتم عاشق نفس کشیدن تو هوا تو خدایا حاجت دلمو لاقل یکیشو بده بذار قضیه سارا ی کم از طرف سارا جدیدی تر بشه دلم‌میخاد سارا ی کم منتمو بکشه خدایا قول میدم قول میدم اشتباه نکنم خدایا خواهش دوست دارم ی بار التماس کردن یکیو ببینم مخصوصا اگه سارا باشه چون خیلی عذاب کشیدم از دستش

ادامه مطلب  

معرفی پرفروش ترین کتاب های روز  

اینجا نرسیده به پل»، اولین رمان آناهیتا یارمحمدی است که نویسنده در آن کوشیده تا بخشی از زندگی دختران دهه 60 را نشان دهد./ «یوحنا، پاپ مونث»، رمانی تاریخی نوشته دوناکراس است که در آن، داستان یکی از فوق‌العاده‌ترین و بااراده‌ترین زنان قرون وسطای جهان غرب یوهانا اینگل‌هایم در قالب رمانی تاریخی و هیجان‌انگیز تصویر شده است...

 
 

ادامه مطلب  

پوری: قبل از شروع کار ترجمه نویسنده بودم / مردم رمان‌های مصنوعی را دوست ندارند  

 
 
 
احمد پوری، نویسنده و مترجم مطرح کشورمان که رمان جدیدش با عنوان «پشت درخت توت» بعد از گذشته سه هفته به چاپ دوم رسیده، اظهار کرد: من قبل از این‌که مترجم باشم، نویسنده بودم و به خاطر دارم که از سن 17، 18 سالگی برای نشریات مختلف داستان کوتاه می‌نوشتم و بعد از آن رفته رفته وارد حوزه ترجمه شدم.
 


 
احمد پوری
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، احمد پوری از آن دست افرادی است که نیاز به معرفی ندارد و تنها کافی است که اهل ادبیات باشید تا نام او ر

ادامه مطلب  

 

عاشقی محنت بسیار كشید
تا لب دجله به معشوقه رسید
 
نا شده از گل رویش سیراب
كه فلك دسته گلی داد به اب
 
نازنین چشم به شط دوخته بود
فارغ از عاشق دلسوخته بود
 
دید در روی شط اید به شتاب
نو گلی چون گل رویش شاداب
 
خواست كازاد كند از بندش
اسم گل برد در اب افكندش
 
خوانده بود این مثل ان مایه ناز
كه نكویی كن ودر اب انداز
 
گفت به به چه گل زیباییست
لایق دست چو من رعنایی است
 
حیف ازون گل كه برد اب او را
كند از منظره نایاب او را
 
گفت رو تا كه زهجرم برهی
نام بی

ادامه مطلب  

مگه میشه عاشق این شخصیت نشد؟!!  

❤️مگه میشه عاشق این شخصیت نشد؟!!

ادامه مطلب  

مگه میشه عاشق این شخصیت نشد؟!!  

❤️مگه میشه عاشق این شخصیت نشد؟!!

ادامه مطلب  

 

عاشق شوید…نه به خاطر لذت بوسه و هم آغوشی…به خاطر تمرکز ذهن روی یک نفر عاشق شوید…وفاداری لذت دارد…همانقدر که زن را باید فهمید …مرد را هم باید درک کرد …همانقدر که زن “بودن” میخواهد …مرد هم “اطمینان” میخواهد …همانقدر که باید قربان صدقه ی روی بی آرایش زن رفت …باید فدای خستگی های مرد هم شد …همانقدر که باید بی حوصلگی های زن را طاقت آورد …کلافگی های مرد را هم باید فهمید …خلاصه “مرد” و “زن” ندارد …به نقطه ی “مــا” شدن که رسیدی …بهترین

ادامه مطلب  

 

بعد ما مثلا عاشق شدیم و اینا ولی نفمیدیم چجوری.
ینی مثلا ما نه عاشق طرز بیان سخنانش شدیم، نه همچی دوس داشتیم که املاشو ۱۸ میشد. تازه مامانمونم نپسندیده بودش، میگف خوب نیس، زشته.
آقا ما هم نفهمیدیم. حالا بگی نگی همچی بد ریختی هم نداشتا، ولی از این قیافه ما بیشترم برمیومد.
خلاصه که آره دیگه، ما اینو دیدیمش و گفتیم خودشه بابا. این اصلا خانم زندگیمون. هی دستشو گرفتیم، واسش شعر نوشتیم تو کتابامون، براش نقش میزدیم. اونم که نفهم! البته ببخشیدا... ولی ب

ادامه مطلب  

سلام من به عاشقان  

آهای نرگس و سوسن
بگیر خار برونت
نشان ده گردش شهر
تمام، عاشق یاران
 
محبوبه ی شهر و دیار
جنگلای کران کران
غزال زیبای زمان
یارا بیار، خانه ما
 
آن کام شیرین لبان
آهوی هر دشت و دیار
کبوترای این جهان
عاشق یارانا بیار
 
آغوش مادرانه را
مهر پدرهای جهان
دود بخور ساحران
آن عاشقان، بده به ما
 
شکاف کن، صخره ها
میوه بده زمین به ما
طلا و زر برای یار
سلام من به عاشقان
 
دود کنید کندر و عود
نشان دهید گوهران
تراش دهید در گران
یارا بیارین پیش ما
 
بخوان ترانه خ

ادامه مطلب  

ابی - هزار و یک شب 2  

Em                                                          B                                           Em  
اگرچه جای دل دریای خون در سینه دارم       ولی در عشق تو دریایی از دل کم می آرم
Em                                                          B                                           Em
اگرچه روبروئی مثل آئینه با من                  ولی چشمام بسم نیست برای سیر دیدن
 
Em         B          Em                 B           Em      D         Em           D     Em
نه یک دل نه هزار دل همه دلهای عالم         

ادامه مطلب  

بزرگترین آرزو  

من همیشه عاشق آشپزی بودم...
اشتباه نکنید...من الان یه شف مستر یا سرآشپز یه رستوران بزرگ نیستم...متاسفانه یا خوشبختانه (الان مدیر فروش یه شرکت بازرگانی قدیمی هستم. مدرک مدیریت مارکتینگ دارم و کار و شیوه زندگیم کوچکترین سنخیتی با آشپزی نداره ولی ...کاملا درست شنیدین...من عاشق آشپزی هستم...
وقتی مجموعه چاشنی های امریل رو می بینم یا مهمان ناخوانده آنتونی بوردین، مو به تنم راست میشه...نه اینکه عاشق خوردن باشم...بلکه آشپزی به نظرم یه هنر به تمام معناست...

ادامه مطلب  

شب یلدا در جبهه  

رزمنده ها هم اوقات فراغت داشتند، کارهای روزانه شان را می کردند
و خیلی وقت ها که نیازی به جنگ و دفاع نبود، سلاح هایشان را کنار
می گذاشتند و می شدند عین بقیه آدم های پشت جبهه. به کارهای
روزانه می رسیدند، ورزش می کردند، مطالعه می کردند.سروصورتشان را صفا می دادند و بعضی های دیگر هم هوای همرزمانشان را
داشتند و مشغول کارهای خدماتی می شدند. هرکسی با هر مهارتی تلاش
می کرد به رزمندگان دیگر کمک کند. یکی نانوایی بلد بود، یکی کفاشی،
یکی خیاط بود و یکی

ادامه مطلب  

هزار و شب - ابی  

Am                                                          E                                           Am  
اگرچه جای دل دریای خون در سینه دارم       ولی در عشق تو دریایی از دل کم می آرم
Am                                                          E                                           Am
اگرچه روبروئی مثل آئینه با من                  ولی چشمام بسم نیست برای سیر دیدن
 
Am         E          Am                 E           Am      G         Am           G     Am
نه یک دل نه هزار دل همه دلهای عالم         

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1