عقبه



یک جای کتاب "خانه ای با شیروانی قرمز" کیارستمی به اغداشلو میگه: اصلا کاری ندارم که ما کی هستیم اما آیدین قدیمی ترین آدمی است که من در این شهر می شناسم.


این عقبه را من خوب می فهمم. خیلی خوب. شاید تنها مفهوم ملموس زندگی ام باشد که روابطم و خاطراتم و نوع زیستنم را می سازد و به واقع همین عقبه است که سبب دوستی های من شده، سبب عشق و آن ویرانی عظیم. سبب خنده و شادی ام. سبب بریدنم از آدمها. یا غمگینی های غریب و عجیب ام شده و از همه مهمتر تبریز را برایم مامن کرده است و آخر از همه سینا است که اگر با او عقبه ای نداشتم الان او برایم او نبود.
این عقبه را من خوب می فهمم برای آدمی چون من قدرت ساختن و ویرانی اش شگفت انگیز است. دل نشین ترین داشته و هولناکترین ثروتم است.






منبع این نوشته : منبع
عقبه